حرف های اپیزودی ، بازی با تاج و تخت ، اپیزود چهارم

نوشته شده در روز 130

میخوام برنامه هفتگیمونو براتون بنویسم ، کمی با ما آشنا بشین :-”

[دو شنبه] من : رضا گیم آف اومد زود بگیر ببینیم ، رضا : وای میستم ntb بیاد عجله ای ندارم ، [سه شنبه] مصطفی : رضا ntb اومد من آمادم بگیر امشب حتما فردا ببینیم ، رضا: ntb تاخیر خورده ریلیزش (حالا ntb هیچوقت توی عمرش تاخیر نمیخوره ها…هیچوقت:/ ) ، [چهارشنبه] رضا : آخ یادم رفت دیشب داشتم اون یارو سیاه پوسته که از در و دیوار حرف میرد میدیدم تو یوتیوب زمان از دستم در رفت ، من : 🙁 ، [پنج شنبه] : رضا : مصطفی دانلود کردم (ایکس) اگه آماده ای بریم ببینیم (حتما با خودتون میگید چقدر رضا عوض شد ؟ :/ ادامشو بخونین) البته اگر فقط تا سه دقیقه دیگه شروع کنیم میتونم ببینم وگرنه تا یک ماه دیگه فرصت نمیشه این قسمت رو ببینیم ، من : اوه رضا شرمنده رفته بودم ناهار ، اوه بریم ببینیم … چند دقیقه بعد … رضا ؟ نیستی ؟ رضا : last seen 5 min ago

میخوام بگین کی فن واقعی سریاله :-” شخصیت مورد علاقشم که تینه (ملت در حال دریدن لباس های خود محل قضاوت رو ترک میکنن…) ، آخر سرم منو مسخره میکنه که DON نصف صفحه از یک ریلیزه نصف دیگش از یکی دیگه :/

این اپیزود معرکه بود :/ هر اپیزودی که میاد بهتر از قبل :/ وای قیافه دنریس رو وقتی دوتراکی ها رو میکشت من رو نابود کرد ، اول خیلی ناراحت بودم چون دنریس ، یکی از زنان بیوه کال رو کالیسی صدا زد و من رو یاد آوری کرد که اسم کالیسی رو از کجا داره و این که این اسم مثل بقیه اسماش از اسمای منحصر به فردش نیست خیلی ناراحت شدم ولی ملکه ماشالا اینقدر اسم داره که چشم حسود کور… :-” فعلا دوست دارم با اسمش صداش بزنم “دنریس” به نظرم این اصیل تره با کاری که تو این اپیزود کرد . انتظار نداشتم توی اپیزود چهارم این اتفاق بیفته فکر میکردم مثل فصلی که تو دالان ها زندانی شده بود آخر فصل تکلیفش معلوم میشه ولی وای! یا مادر اژدها ! دیدین چیکار کرد ! دنریس تا به حال توی همه فصل ها هر جا رو تصاحب کرده بود به کمک اژدها ها بود اما اینبار خودش رو کامل کرد ، واقعا این ابهت و قدرت برازنده اشه:-” دوتراکی ها که توی غب غبشون باد انداخته بودن و دنبال بهونه بودن که کار به جاهای باریک بکشه در مورد دنریس !  دنریس با حمایت دوتراکی ها چه کارایی که نتونه بکنه ، متاسفانه سری قبل همشون تلف شدن ولی ایندفعه … با این که بیشتر شبیه قبایل وحشی و سر کشن اما در فصل یک و دو دیدیم چقدر به دنریس وفادار بودن …

d01

این اپیزود دقیقا احساسات رو هدف گرفته بود و هرکسی که این قسمت رو دیده مطمئنا از نظر احساسی به اوج میرسونه و اشک آدم رو در میاره ، موسیقی متن بیشترین تاثیر رو روی این قضیه داره ، آهنگایی که این اپیزود پخش شد عالی بودن ، به جا و درست ، صحنه ملاقات جان اسنو با سانسا بعد از شش سال ، به شدت دلنشین و خوشایند بود ، خیلی برام جالبه سانسا تنها شخصیتی توی سریال هست که مثل قایقی توی آب مابقی شخصیت های سریال رو در بیشترین حد ملاقات کرده ، اگر از یک نگاه کلی به قضیه نگاه کنیم بعد از فصل اول که خانواده استارک ها از هم متلاشی میشن و هر کدوم به یک سمت میرن ذهنیت ما در مورد شخصیت ها دنیا های کاملا جدا هست یعنی وقتی من مرین رو میبینم یک دنیا میبینم و وقتی وینترفیل یک دنیای دیگه ! انگار که به هم وصل نیستن و داستان های موازی هستند ولی وقتی یکی از شخصیت های اصلی داستان به ملاقات شخصیت های مهم دیگه میرن حس خیلی خوبی به آدم دست میده ، و فکر نکنم کسی به اندازه سانسا این کار رو کرده باشه البته تریون هم زیاد بوده گمونم ، ولی سانسا تو دیدن رمزی از نزدیک از همشون برتری داره ! جان اسنو خیلی فرق کرده ، خیلی خوب شده ، انگار که به خودش اومده ۵ فصل ما رو نا امید کرده بود ولی این اپیزود تصمیمش برای پس گرفتن شمال جدی شد ، طلاقی سانسا و جان ، برین و سر داووس ، در بلک کسل در حالی که به لرد فرمانده جدید کاملا اعتماد داریم شمال رو به امن ترین جای سریال تبدیل کرده در عین حال جنگ به شمال اومده ، تا قبل از ان جنگ اصلی توی سرزمین پادشاهی بود ولی با حساب گروه شدن قبایل شمالی یک جنگ بزرگ رو در پیش داریم ، فکر کنم رمزی که خوب به همه چی دقت میکنه از دوست شمالیمون که قسمت قبل کل خاندان رمزی رو یک دور مورد عنایت قرار داد یاد گرفت چطور با یک شمالی صحبت کنه ! ولی آتیش بد جنگی رو راه انداخت ! جان اسنو مدل موهاش عوض شده ، این مدل بهش بیشتر میاد باعث میشه کوچک تر به نظر بیاد موهاش افشونش هم باحال بود :)) ولی بیش از حد کند نشونش میداد به نظرم ، الان که این تغییر رو میبینم میتونم حس کنم ، هنوز موضع گیری بانوی قرمز برام مشخص نیست ، یعنی برنامه ریخته که جان اسنو رو به همون بلایی مبتلا کنه که استنیس رو کرد ؟ من فقط میدونم بودنش کنار جان اسنو اصلا فکر خوبی نیست ، دیدیم با استنیس و خانوادش چکار کرد ، چطوری استنیس رو شستشوی مغزی داد ، نه همچین چیزی برای جان نباید بشه … 🙁

d02

چه عجب لیتل فینگر رو نشون داد :/ هیچ معلوم نیست هدف نهاییش چیه :/ نه به تاج و تخت چشم مستقیم داره نه دنبال مال و ثروته :/ ولی نیشش تا به حال به همه گرفته ! دلش برای هیچکس نمیسوزه ! و معلوم نیست قصدش چیه ؟! یک بار سانسا رو به رمزی میفروشه یک بار لشکر جمع میکنه شمال رو تصاحب کنه ؟! چرا شمال ! اگر دنبال تاج و تخت بود قطعا با استعداداش میتونست کینگز لندیگ رو فلج کنه و برنامه هاش رو اونجا بریزه !

بالاخره داریم به آرزوی بعضیا نزدیک میشیم !!! یکی از دوستام (که اسم نمیبرم :/) روزی گفت(مثل حالتی که تریون این جمله رو میگه بخونین :)) (روزی بزرگی بهم گفت…) ) کاش مارجری رو هم توی شهر مثل سرسی walk of shame ببرن :/:/:/:/ این دوستم که میگم مسلمون نیست :/ بخدا مسلمون نیست :/ بیچاره مارجری :/ این اپیزود استارتش رو دیدیم و مادر مارجری خیلی جالب گفت : نمیتونه همچین اتفاقی بیفته با ترسی توی صداش که میدونست نتونستنی در کار نیست وقتی این بلا سر سرسی اومده ، اتحاد پایتخت هم به نوبه خودش جلب توجه میکرد ، جایی که جیمی از عموش خواست کناره گیری کنه تا بتونه جیمی تصمیم درست رو بگیره به جای اون ، بدون در نظر گرفتن روابط فامیلیش توی محفل گنجیشکا ، جیمی در واقع داره موقعیتی رو به دست میاره که کسی فکرشم نمیکرد تا وقتی که عموش زنده باشه به دست بیاره … اما این اتفاق بس خوشاینده ، وقتشه لنیستر ها هم مرز های خودشون رو مشخص کنن و اعاده حیثیت کنن … های اسپارو همچنان رو اعصابه ولی انگار داره مارجری رو شست و شوی مغری میده ، یک دفعه مهربون شد گذاشت داداشش رو ببینه ؟ نه اصلا ! مهر و محبتی در کار نبود ! این رو مطمئنم … یک حسی به من میگه تامن رو خود سرسی میکشه ، این باورش به حرفای جادوگری که توی کودکیش دیده شدید بهش اعتقاد پیدا کرده و این کمی نگران کنندست …

کل کل های سر جوراه و داریو هم که از اول فصل یک جورایی همسفر شد حسابی مفرحه ! جالبه سر جوراه هنوز با شرایطی که داره هم بی خیال نمیشه ! ضعیف شدنش رو به وضوح توی این اپیزود دیدم ، و این دنیا دنیای آدمای ضعیف نیست …

توی مرین از تصمیم که تریون برای شهر گرفت اصلا راضی نیستم بدون حضور ملکه و اعلام رای نهایی توسط اون … به هیچ وجه همچین چیزی رو نمیپذیره کالیسی! اما از طرفی جایگزینی بهتر از این، در نبود ملکه کسی توی دربارش نداره ، و باید بهش اعتماد کنیم ، من شخصیت تریون رو دوست دارم ولی این که کاری بکنه که دنریس در خلاف جهتش حرکت میکرد قطعا ؟ تریون خوب بلده دیگران رو به حرف خودش در بیاره ! و مشاوران دنریس رو دیدیم که با این که از این کار متنفر بودن از تصمیم تریون حمایت کردند ! هنوز هیچی نشده اوضاع رو توی دستش گرفته . تقابل تریون با کسی که چند فصل پیش اون رو به بردگی گرفته بود هم جالبه چون هر شخصیت دیگه ای توی داستان بود حتما با کینه انتقام شخصی ش رو میگرفت از شخص مقابل …

d03

در مورد رمزی گاهی اوقات خیلی اشتباه فکر میکنیم ، فکر میکنیم یک آدم بی سیاست و کله خراب هست فقط ، در صورتی که روابط رو درک میکنه ، و بیشتر از اون چیزی که نشون میده عاقل هست ! ولی اینکه خودش شخصا دست به کار میشه … به جای این که بقیه رو جلوی خودش سپر کنه اون رو با همه شخصیت های داستان متفاوت میکنه …

در آخر حسی که نسبت به این اپیزود دارم اینه که دوست دارم کلشو یک بار دیگه ببینم ! بلافاصله بعد از سری اول ! اصن خیلی زود گذشت . میخوام راستشو بگم ، با اتفاقای این اپیزود برای انتخاب تصویر اصلی پست واقعا مشکل خوردم ! آخه مگه میشه ؟ این اپیزود با این اتفاقات ؟! اصلا منصفانه نیست …

یک تحولی باحالیم که توی سریال رخ داده اینه که قبلا مثلا کسی میخواست از جنوب بره به شمال ۳ فصل کمه کم طول میکشید الان نئون قصد میکنه بره جزایر آهن اپیزود بعد میرسه ، سانسا میخواد بره دیوار ، سیم ثانیه … :/

پ.ن ۹۵/۰۲/۳۱ ۱۴:۴۱ : متاسفانه دیشب برقا اتصال کرد هاردی که توش همه دانلودای جدیدم بود پرید 🙁 و گیم آف ها هم همونجا بود ، فعلا نمیتونم دیالوگ های این اپیزود رو به صورت عکس در بیارم … خوب شد دیروز و پریروز کار روی کاور رو شروع کردم وگرنه مجبور بودم از اینترنت عکس اونم انتخاب کنم :/ هرچند برای عکس کاور چند صحنه انتخاب کرده بودم که همون ها رو موجود دارم و از همون عکس ها لا به لای متن استفاده شده …

دیدگاه بگذارید

3 نظر در "حرف های اپیزودی ، بازی با تاج و تخت ، اپیزود چهارم"

نحوه اطلاع رسانی

مرتب شده بر اساس:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
Member
2 سال 4 ماه قبل

:))))) اصلا دو تا پاراگراف اول رو قبل دیدن سریال تو پیش نویس ذخیره کرده بود :)))))) عکس ها چی خوفن :/ لوگو هم درست کرده عوضی :/ بعد می گه وقت نزاشتم قشنگ معلومه وقت نزاشته :/ (اف یو سی کِی) این اپیزود دقیقا احساسات رو هدف گرفته بود و هرکسی که این قسمت رو دیده مطمئنا از نظر احساسی به اوج میرسونه و اشک آدم رو در میاره اصلا اینطور نیس :-” (من در حالی که اشک از چشام سرازیر میشه) =)) این مدل بهش بیشتر میاد باعث میشه کوچک تر به نظر بیاد موهاش افشونش هم باحال… Read more »

wpDiscuz