حلقه ی عزیز من یا “سرنوشت غیر قابل انکار یک وبلاگ”

سلام یک باره دیگه ، امیدوارم خواننده این مطلب (هرچند انگشت شمار باشند) از این تیتر به این سادگی نگذرند ، کاملا بدون برنامه ریزی زمانی و ناگاه (با دور خیز چند وقته) تصمیم گرفتم یک بار دیگه بلاگم رو به جریان در بیارم ، این برای من تبدیل به یک جور رسم شده که توی پست اول بلاگ از آخرش خبر بدم ، شاید ، البته از نظر تئوری همه بلاگ ها یک روزی تموم میشن ، بحث سر این هست که کمترین کسی رو دیدم که با قدرت بگه من هنوز بلاگ چند سال پیشم رو دارم و هنوز هم توش فعالیت میکنم ، که متاسفانه شامل خودم هم میشه این موضوع ، البته این بقیه ای که میگم اکثرا پیرو تغییرات تکنولوژی بودند و بحثشون از سلکت صحبت من جداست ،  یک زمان همه توی بلاگفا وبلاگی (نه یکی چند تا) داشتن سریع جایگزین های رنگی تر رو پیدا کردن و به سمتش رفتن ! و جایگزین های جدید به سرعت با جایگزین های-خیلی-جدید جایگزین تر میشن ! :)) البته برای من اینطور نبود دلایل ترک هر بلاگ خیلی متفاوت بود ، یکی از بلاگ ها توی تعویض سرور از دست رفت یکی رو بخاطر کمبود وقت و دیر رسیدن ، و یا حس میکردم داره درگیر کلیشه میشه و بقیه به همین ترتیب … در کل پست های بلاگی من مثل بهمنی در حال ریزش به صورت پراکنده در اینترنت وجود داره و همیشه تعدادی روی هم لغزیده و بخشی رو جلو میبره و ادامه کار رو به لایه های جدید تر میده ، در واقع مترمکز نشده و متاسفانه حتی بخشیش به طور کلی از دسترس خارج شده. گفتم کلیشه ، اصلا از کلیشه خوشم نمیاد در عین حال که نظم حاصل از تکرار رو دوست دارم و لذت میبرم !  خیلی فرق است بین این دو ، از طرفی همیشه سر وبلاگم وسواس داشتم و طرحش برام خیلی مهم هست ، الان هم همینطوره البته ، و مطمئنم کلی سر یک طرح کلی برای وبلاگ با ذهنم درگیر میشم . اینقدر برای زدن دوباره بلاگم هیجان داشتم که حتی بدون طرح اولین پست رو با قالب دیفالت میزنم ، این اولین باره که دارم همچین کاری انجام میدم…

اما یک حسی بهم میگه این سری قراره بیشتر طول بکشه شاید فاصله پست هام زیاد باشه ولی اینبار میدونم که قصد دارم برم به سمت های جدید ، قبل ها تصمیم گرفته بودم موضوعات خاصی رو فقط توی بلاگ مطرح کنم اما این سری محدودیت ها روکمتر کردم و میدونم بازه جدید از پست ها وجود داره که برای من رنگ جدیدی داره و تا به حال به صورت تایپ شده و خارج از ذهنم نبوده و قراره به زودی نوشته بشه و پردازش بشه .

راستی در راستای این حرفی که زدم تا فاصله زمانی خیلی کمی(همون به زودی خودمان!) ، یک کانتر در بلاگ گذاشته میشه از تعداد روز هایی که بلاگ سر پا بوده به نظرم طرح جالبی میتونه باشه ، یک عدد ساده روزشمار ولی معانی زیاد برای من … و کنایه زیاد شدنی برای بلاگ هایی که داشتم …

••• پشت صحنه : اول تصمیم داشتم تنها از عکس برد من استفاده کنم برای عکس ولی تیتر من رو به سمت دیگه ای هل داد که عکس گلوم ارباب حلقه ها رو بزارم چون با معنی تیتر و کنایه خفیف توش بیشتر جور بود ولی از اونجایی که خیلی زشت بود اسمیگل تصمیم گرفتم دوباره عک بیرد من بزارم که خیلی عالی هست عکساش ، ولی از طرفی ذهنم نمیزاره ظاهر رو فدای معنی کنم ، دیگه تصمیم رو گرفتم گالوم میزام فکر نکنم دیگه هیچ چیز بتونه نظرم رو عوض کنه …